تبليغاتX
دیگر، وبلاگ ادبیات و هنر

سهیل آصفی آزاد شد
86/05/17

 بعد از 63 روز زندان و با 100 ميليون وثيقه

سهیل آصفی آزاد شد

 

روز- یکشنبه ۱۵ مهر: سهيل آصفي ساعت شش و نيم روز گذشته در مقابل زندان اوين، آزاد شد. سهيل آصفي، روزنامه نگار، بعد از 63 روز زندان که بيش از 50 روز آن در انفرادي گذشت، عصر ديروز با سپردن وثيقه اي معادل 100 ميليون تومان آزاد شد و به خانه برگشت. گفته می شودسهيل در زمان آزادي بيش از ده کيلو وزن کم کرده است. تصاویر زیر پس از آزادی سهیل در اتاقش گرفته شده...

 سهیل آصفی....سهیل آصفی به همراه مادرش ناهید خیرابی

عکس ها از سایت کسوف برداشته شده است

پ.ن: براي پيگيري ساير مطالب درباره‌ي سهيل آصفي و لينك‌هاي مربوط به وي به بخش ادامه مطلب در زير همين يادداشت مراجعه كنيد.  

 

ادامه‌ي مطلب


[+] |
روز همبستگی با دانشجویان در بند
86/05/14

 

                                               هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند

نمي‌توانم در اين دقايق سخت كه كند هم مي‌گذرند چيزي بنويسم كه در خور رفقاي دربندم باشد. مگر آن‌ها چندساله‌اند؟ همين دوم مرداد بود كه سهیل عزيز را ديدم و دست هم را فشرديم. امير يعقوب‌علي تپل و دوست‌داشتني را هميشه براي اين‌كه بيشتر از سن‌اش مي‌فهميد مي‌ستودم و شجاعت و قلم قدر مسعود باستاني را دوست داشتم. مرتضي اصلاح‌چي را با همه‌ي دل‌نگراني‌هايش و صداقت‌اش براي جنبش دانشجويي مي‌شناختم و ديگران را كم‌و بيش در مجامع مختلف به‌اندازه‌ي چند جمله همراه بوده‌ام. اما چه تنها مانده‌ايم ما، چه تنها و اينك بي‌جوانان وطن چه دشوار مي‌گذرانيم.

يقين دارم كه آفتاب ديگر بار با فرياد خلق، درهاي اوين را خواهد شكست و رفقا، رفقاي جوان و جسورم را روي دوش خلق قهرمان ايران، آزاد از بند دژخيمان ج.ا خواهم ديد و با هم اشك شوق مي‌ريزيم.

 

پ.ن1: اين ياداشت كوتاه را مي‌گذارم به پاي هژير پلاسچي عزيز كه كم قدرش را تاكنون دانسته‌ام.

پ.ن2: وبلاگ «کمیته تلاش برای رهایی امیر یعقوبعلی» و «همبستگی با دانشجویان در بند» را دريابيد.

 

[+] |
احتضار شكوه
86/05/13


بروشور «لبخند با شكوه آقاي گيل» عكس از وبلاگ ديگر

لبخند با شكوه آقاي گيل عنوان آخرين اجراي هادي مرزبان است از نمايش‌نامه‌اي از اكبر رادي بزرگ. متن نمايش كه مربوط به دهه‌ي 40 است موضوعي پيرامون تغيير جبري نظام فئودالي در ايران به نظام سرمايه‌داري است. و در نمايش اين موضوع كه نظام‌هاي اجتماعي اجتماعي از درون خود تغيير يافته و مصمحل مي‌شوند به‌خوبي نمايان است. فرزندان آقاي «گيل» كه مثل خرچنگ سياهي درون معده‌اش او را به سوي تباهي مي‌كشانند تا خود انگل‌وار رشد كرده و نظامي جديد را بنا نهند.

از ديگر سو ساختار كلاسيك صحنه و اجراي ارزشمند رادي با همت بازي‌گراني عالي مانند: بهزاد فراهاني، فرزانه كابلي، بهنام تشكر و مهرخ افضلي بر ازرش‌هاي اين نمايش بيش‌تر افزوده است. اما همه‌ي حسن اين اجراي صحنه‌اي موفق را موسيقي بي‌منطق و مزخرف سعيد ذهني كه مشخصاً بر اثر تحميل شده است خراب كرده. ذهني هيچ دركي از موضوع نمايش ندارد. وي مي‌توانسته با استفاده از موسيقي فولك و محلي در نيمه‌ي آغازين نمايش و موسيقي جاز يا راك دهه‌ي 60 ميلادي در نيمه‌ي دوم نمايش، فضا سازي خلاقانه و منحصري ايجاد كند كه در گنار ساير عوامل صحنه تاثير گذارتر باشد. كه نكرد.

سالن اصلي تئاتر شهر كه در تير و مرداد شاهد اجراي اين تئاتر ارزشمند است، مثل هميشه مشكل نور و صدا دارد، اگرچه بازي و بيان قوي بهزاد فراهاني، بخشي از اين ضعف‌ها را مي‌پوشاند، اما باز هم هويدا هستند.

اكبر رادي نويسنده‌ي بزرگي است و اجراي تئاتر شهر نمايش‌نامه‌ي «لبخند با شكوه آقاي گيل» فقط يك پرده تا تئاتر مرغ دريايي فاصله دارد. پرده‌اي كه كسري آن بيشتر از جبر اداره‌ي تئاتر و مركز تئاتر شهر است تا كارگرداني هادي مرزبان.

لبخند با شکوه آقای گیل لبخند با شکوه آقای گیل لبخند با شکوه آقای گیل لبخند با شکوه آقای گیل

[+] |
سلام
86/05/07

به سوسكي كه از ديوار بالا مي‌رود مي‌گويم:

            _ «سلام»

به سوسكي كه از ديوار بالا مي‌رود مي‌گويد:

            _ «سلام»

از دهان آن كه نشسته توي اتاق مي‌شـنوم:

            _ «سلام»

هفتمين سال شاملو
86/05/02

 

امروز سال‌گرد درگذشت شاملو در امازاده طاهر كرج با حضور همه (تقريباً) برگزار شد. بسياري را آن‌جا ديدم كه نمي‌خواستم ببينم و بسياري ديدنم كه نمي‌خواستند ببينند. ديگر هيچ چيز زيبا نيست. شايد آن غول زيبا هم آزام نخفته باشد؛ چون ديگر هيچ چيز زيبا نيست. اين هم چند عكس از افراد در مراسم امروز. تقديم به خاطره‌ي او كه امروز غايب بود، چون داشت در آرامش درس مي‌خواند. چون كه مي‌دانست. فردا روشن است...

زرافشان در كنار رئيس داناشاعر نامه‌ها، سيد علي هم بودرفيق ما، سهيا آصفي با عمو فريبرز صجبت مي‌كند. احتمالاً اين مصاحبه‌ي بعدي خواهد بودو سيمين بانو مثل هميشه محكم و استوار و خندان بود

[+] |
داماد
86/05/02
داماد را از هر طرف که بخوانی

داماد است

حتا

اگر با پنج گلوله

سوراخ شده باشد

هژیر پلاسچی، ماهنامه  نقد نو، شماره ۱۸

[+] |