تبليغاتX
دیگر، وبلاگ ادبیات و هنر

جریانات غیر دمکراتیک در بالاترین
86/09/30

این یکی از کامنت های اخیر بالاترین است:

توجه: جرياناتي غير دموكراتيك در بالاترين در جريان است! كه بالاترين را مبدل به آينه‌ي سايت روزآن‌لاين كرده است. از تمامي كاربران و مديران سايت درخواست مي‌كنم فكري به حال لينك‌هاي ما مستقل‌ها بكنند. ديگر نمي‌شود اين وضع را تحمل كرد. يك لينك بي‌محتوا از سايت روز آن‌لاين با 5 بازديد كننده بيش از 17 راي دارد، چگونه كاربران بالاتنرين به صفحه‌اي كه نمي‌بينند راي مي‌دهند. با ابرسي راي‌هاي ارائه شده مشخص مي‌شود كه همه‌ي اين راي‌ها را محفل روزآن‌لايني‌ها به لينك‌هاي سايت خودشان داده‌اند؛ اين توهين به كاربران بالاترين و تخظي از مشي دمكراتيك اين سايت است.

حالا خودتان آمارها را مطابقت دهید تا مافیا بازی روزآن‌لاینی‌ها که بيشتر شب نامه نويس‌اند، برایتان روشن شود:

جنبش صلح‌خواهي ايران و شرايط جديد( تقی رحمانی، روزآنلاین) ۱۹ امتیاز و ۵ کلیک

سرگذشت بابک زمانيان (دانشجوي پلي تکنيک): ارعاب و ترديد (روز آنلاین) ۲۰ امتیاز و ۱۷ کلیک

گفتگو با روزآنلاین:در فضای پوپولیستی آسانترین راه برای حفظ قدرت، استفاده ابزاری از مذهب است. ۲۳ امتیاز و ۷ کلیک

جالب است آن هایی که خود را مدافعان دموکراسی و برقرار کنندگکان جامعه ی باز آینده ی ایران (البته تحت الامر اتحادیه ی اروپا) می دانندُ اصول نخستین دمکراسی را در فضای مجازی مراعات نکرده و با استفاده از ابزاری که بیش از دیگران در اختیار دارند اقدام به اعمال قدرت می کنند. به راستی شرم آور است.

 

[+] |
!نتيجه‌ای شوخناك
86/09/19

با اينكه بسيار از جانب بسياري كه پيام‌هايشان را مي‌توانيد در پست‌هاي قبلي بخوانيد، مورد انتقاد قرار گرفته‌ام كه از رويه‌ي جاري وبلاگ، ادبيات و هنر، به‌دليل پرداختن به مسائل سياسي دور مانده‌ام، اما مي‌بينيد كه چه اوضاعي است، فعلاً براي پيگيري وضعيت دوستان دانشجويم كه باز هم در بند هستند، اينجا را بخوانيد.

 

نگاهي به كتاب شعر «زنبورهاي عسل ديابت گرفته‌اند» از اكبر اكسير

 

زنبورهاي عسل ديابت گرفته اند«شعر به يك معنا عبارت است از واداشتن زبان به گفتن چيزهايي كه عادت به گفتن آنها ندارد». اين چكيده‌ي نظر اكبر اكسير درباره‌ي شعر است. اكبر اكسير كه ذاتاً شاعر است، متولد گيلان و آذري زبان است. اما آن‌طور كه خود مي‌گويد: «در شعر گيلان جايي ندارم چون گيلك نيستم. در شعر آذري هم غايبم چون فارسي گو هستم».

تفاوت او با ساير شاعران متاخر نه در شعرهايش و نه حتا در تشخص بخشيدن به آن‌ها با ابداع عنوان «شعر فرانو» است، چيزي كه اكسير را از سايرين متفاوت مي‌كند، نگاهش به جهان پيرامون و نقد برنده‌اش بر مسائل روزگار ماست. او گشايش‌گر راه است، شاعر آن و لحظه، شاعر رمانتيك مخاطب شناس نيست، او شاعر آينده است و شايد به همين دليل است كه از دو مجموعه‌ي شعر آخرش: «بفرماييد بنشينيد صندلي عزيز» و «زنبورهاي عسل ديابت گرفته‌اند» استقبال شده است.

اهميت شعر اكسير در شعار بودنش، شعارهايي رندانه كه كمتر آزار مي‌دهند و بيشتر به جان مي‌نشينند است. اين شعرها در نگاه نخست سهل به نظر مي‌آيند، اما اگر با بار انديشه همراه شود، وجه ممتنع آن رخ مي‌نمايد. در همين‌باره حميد رضا شكار سري، منتقد ادبي درباره‌ي شعرهاي كتاب «زنبورهاي عسل...» چنين مي‌نويسد: شعر اكسير شعري است اجتماعي كه طنز را به شيوه‌اي كلا‌سيك به مدد گرفته است تا بي‌گزند روزگار، بگويد آنچه را كه مجاز نيست بگويد، يا شيرين بگويد تا نرنجانده باشد و در اين راه از خود هم كم، مايه نمي‌گذارد.

طنز اكبر اكسير، طنزي زيرپوستي و گزنده و اغلب مازوخيستي است. او صلابت و تقدس كلمات را شكسته و با هويت بخشيدن به آن‌ها كه مهجور و پيش پا افتاده به نظر مي‌رسند، در نهايت با اتفاقي شاعرانه و غيرمترقبه به طنز مي‌رسد. اكسير از معصوميت كلام به نتيجه شوخناكي مي رسد كه تلخي آن لحظه‌يي بعد در ذهن مخاطب شكل مي گيرد.

از نقاط ضعف كتاب شعر اكبر اكسير كه البته ربط چنداني هم به شعرهايش ندارد، طرح جلد ضعيف و سهل‌انگارانه‌ي آن است كه مي‌توانست با توجه به محتوي اشعار، خيلي بهتر از اين كه هست باشد.

اكبر اكسير توانسته راه‌گشا باشد. در شعر «فرا شعر» چنين مي‌نويسد: ... / شايد به شعر برسم / پدر مي‌گفت: رسيدن شرط نيست / مهم، شروع كردن است / ...

اكبر اكسير رندانه شعار را به جاي شعر جا زده است و از نقد منتقدان هم ابايي ندارد؛ و خود نيز در شعر تاريخ تبري به آن معترف است: جنگلبانان چه تقصيري دارند / اره و تبر ارزان شده است / [قطع‌اش كن! اين شعر، دارد شعار مي‌شود] / جنگل پر از ريشه است / هرچند درخت ندارد / (ادامه بده! اين شعار، شعر مي‌شود) / دسته‌ي تبر، درخت حرام‌زاده‌اي بوده است! / (اين را كه سال 61 چاپ كرده‌اي) / گهواره، عصا، كاغذ و مداد از درختان اهلي / دسته‌ي تبر، چماق، چوبه‌ي دار و تابوت / از درختان وحشي تهيه مي‌شود / (قطع‌اش كن! اين شعر دارد چنار مي‌شود!!)

ابراهيم اكبري، منتقد ديگر ادبي درباره‌ي وجه طنز در مجموعه «زنبورهاي عسل...» مي‌نويسد: عنصر طنز در این مجموعه، سایه گسترده و عمیقی افکنده است. نوشتم عمیق، یعنی این‌که در برخی از موارد شاید خود سایه دیده نشود، ولی آثار سایه به چشم می‌خورد. شاید بتوان این طنز‌ها را به سه قسمت تقسیم کرد: طنز شيرين، تلخ و فكاهه.

مسأله مهم دیگر اين كتاب، نام‌ها و اسامی انتخابی شاعر برای اشعارش است. در این مجموعه، اسم‌ها، گاهی کلید ورودی شعر هستند، یعنی با آن کلید، خواننده وارد شعر می‌شود و اگر توجهی به اسم نداشته باشد، هیچ وقت نمی‌تواند منظور شاعر را به طور دقیق درک کند؛ اسم‌های انتخابی اکسیر بر روی شعرهایش به طور کامل زیرکانه، آگاهانه و دقیق است. وی به کارکرد کلیدی اسم‌ها به طور کامل وقوف دارد.

اكبر اكسير از آن دست شاعراني است كه خطي كه مي‌نويسند، به‌قول شمس تبريزي، نه خود مي‌توانند بخوانند و نه ديگران. با اين همه كتاب «زنبورهاي عسل ديابت گرفته‌اند» را هركه مي‌خواند حسابي مي‌خندد. كتابي كه در 84صفحه توسط نشر ابتكار نو و به قيمت 1000 تومان در شمارگان 1000 نسخه در زمستان 1385 منتشر شده است. در يك جمله براي معرفي اين كتاب كه اكبر اكسير آن را به همسرش مليحه تقديم كرده است مي‌توان نوشت: اشعاري به سياق نو به شيوه‌ي طنز و با نگاه اكسيري محتواي كتاب را تشكيل مي‌دهند.

پ.ن: قبلاْ هم در معرفی این کتاب پست "اکبر اکسیر طنز آمیز شعرهایش" را در همین وبلاگ نوشته‌ام.

[+] |