با چانهي كجاش نشسته بود كنار درياي نا آرام و ميخواست پشمك بخورد. باد دريا نميگذاشت و پشمك را اينسو و آنسو ميكرد. رفيقاش كه از كنارش ميگذشت پرسيد: «چه كار ميكني؟» و او جواب داد: « با اين بادي كه ميوزد و اين چانهي كج، فعلاً كاري نميكنم؛ هيچي»
در اين زمانهي ادعاهاي بسيار براي پوچ، انتشار مجموعه شعري كوچك در سكوت و با بيادعايي و البته داعيهداري فراوان از نوع خود! جاي تامل بسيار دارد. كتاب «در را ببند، آنقدر زندگي كن تا بميري» با اين عنوان طولاني و محتوايي غافلگير كننده، نخستين مجموعهي شعر مشترك ميثاق بنيمهد و ابراهيم پور باقر است. اين دو جوان ماياكوفسكيوار سعي كردهاند. بر شانههاي صفي از بزرگان ادبيات از رودكي تا نصرت رحماني ايستاده و ضمن حفظ اصالت مدرنيسم و نفي انديشهي لامكان و لازمان موسوم به پست مدرن چنين دربارهي خود به قضاوت مينشيند: «بلوغ ادعايي ما در چيست؟ در سير هنر ساقي مسلك امروز كه وزنش را با سنگ ترازوي عوام زدگي ميسنجند؟ آيا بلوغ ما نيز جنسي از همين اجناس بازار بورس جهاني است؟ و يا جنسيتي كاملاً دگرگونه دارد. درويش مسلك و سالك منش است تا بنشيند كنج لانهي پستش و دائم غر بزند كه عوام بيشعورند و برج افلاك ما را نميفهمند!»
شعر در كتاب «در را ببند،...» دقيقاً همانند اين است كه در دستي عصبي تيغي قرار دهيم. و البته چنان كه اعتراف ميكند هنوز پاي در كلاسيسم دارد. و كلاسيسمي از همان جنس كه ذكرش رفت.
شاعران «در را ببند، ...» ميخواهند ميراث فرهنگي سترگي است كه از اعماق تاريخ به سويشان آمده را پذيرا باشند تا راه را با اصالت بيشتري به سر منزل مقصود برسانند. تجريد محصول يك بينش متكبرانهي طبقاتي است كه دو سلك سفله منش و برج عاج نشين هر دو به گونهاي به ترويج آن مشغولند تا به ديگران به زبان بيزباني حقنه كنند كه از قابليت درك آثار گردشان محرومند!»
آنها در غايت كلاسيسمشان مدرن هستند! چگونه؟ بيريا و همان هستند كه مينويسند و همان كه ميسرايند، هستند. و چون امروز زندگي ميكنند، در آپارتمان و با كامپيوتر كار ميكنند و حمام ميروند و اتومبيل و هزار ديگر... و چون اينجايياند و متفكر و وامدار گذشتهي ادبي ايران ( و اندكي ديگر جهان) اينگونهاند.
از ديگر نكات جالب كتاب فكاههي آغاز آن است. كه بايد خواند و بيشتر نميشود توضيح داد واضحاتي كه يحتمل حال ازاذل را بر هم زده و مايهي مسرت رفقا خواهد شد. به قول خودشان: «باقي بقايتان، جانم فدايتان»
اعتصاب نويسندگان فيلم و نمايش در آمريکا به هفته هشتم خود رسيد و اتحاديه نويسندگان آمريکا ,Writers Guild of America ,WGA که اعتصاب را رهبری ميکند، اعلام کرد بعد از تعطيلات سال نو در سال 2008 اعتصاب ادامه خواهد داشت و نويسندگان در مقابل استوديوهای بزرگ پيکت خواهند گذارد.
قد كشيديم
سر كشيديم
خشخش خوشهها را شنيديم.
تيغ در كف میرسند باز
دور میشويم بیكم و كاست:
رويش و داس
خلاصهی ماست.
بخشي از شعر
از كتاب: باز رويش
سرودهی: احمد جواهريان
متن حاضر برگردان فارسي متن كامل کتاب رفیق سام وب صدر حزب کمونیست امریکا، تحت عنوان "واکنش ها به سوسیالیسم" است. امید كه نگاه حاکم بر این نوشتار بتواند در درک بهتری از شرایط کنونی جهان مفید واقع گشته وچراغی فرا روی رهروان سوسیالیسم علمی قرار دهد.مطالعه دقیق آن را به تک تک خوانندگان توصیه می کنیم.