
الخاص کودکی است که زود بد آشفته میشود و دانشمندیست که غمگین میشود از عدم درک انسان. و بنا به گرایش سیاسیاش تودهها اهمیت دارند و زندگی با طبقات فرودست یک ویژگی محسوب میشود و این نوع نگرش شاکلهي آموزش رئالیسم اجتماعی است، و الخاص الحق معلم مهربان و بزرگي بوده و هست. الخاص طراح توانمندی است که دست را توصیه میکند به کشیدن و دست نکشیدن از دست کشیدن! قدرت طراحی و طنز او شگفت انگیز است و ای کاش ایرانی نبود تا در مجامع هنری مصداقش میدانستند. چه خوب كه ايراني است، اما خودش در اين زمينه اشاره دارد كه: «اگر من در اروپا ۶۰ سال یک نانوای موفق بودم، احتمالاً برای بزرگداشت من دکانی را با تنوری زیبا هدیه میدادند!»
بی بیمهي شخص ثالث
قانون گريز
درست كه
«پاسبانها همه شاعر بودند»*
اما
این روزها که همه طپش** نگاه می کنند
شما چه طور؟
شاعر میشويد با مدلهاي بالا
جندهها را
در چهار راه حوادث حوصله ميكنيد
اين كُسشعر*** پشيزي ارزش ندارد، آقا
بانك قوامين به قوّادها ۴٪ سود بيشتر
ميدهد
از كيسهي خليفه بردار
و ماشينات را بيمه كن
گور باباي بابا
قانون را بچسب!
..
* شعري از مرحوم مغفور، سهراب سپهري
** يك تلوزيون به راستي ديدني ماهوارهيي فارسي زبان كه از لسآنجلس پخش ميشود. عبارت مذكور پارازيت تبليغاتي است كه اسين تلوزيون در ميان آهنگهايش پخش ميكند!!!
*** به كسي بر نخورد، منظور همين شعر ايت كه تو ميخواني!