مردم آزاده
نوروزتان مبارك!
در سالى كه گذشت باز هم مردم در معرض انواع ناملايمات، قيد و بندها و حقكشيها قرار داشتند. فشار بر نويسندگان و هنرمندان فزونى يافت و ادبيات و هنر بيش از گذشته در محاق سانسور فرو رفت. دانشجويان، معلمان، زنان و كارگران بيش از پيش سركوب شدند و آزادى بيان و تشكل و تجمع همچنان از آنان دريغ شد. حقوق اقليتهاى عقيدتى و قومى پايمال شد و شمار احضارها، بازداشتها و احكام زندان افزايش يافت. با اين همه ما اميدمان را به فرداى آزادى از دست ندادهايم و اينك مصممتر و استوارتر از پيش براى تحقق خواستههاى خويش به سال نو گام ميگذاريم.
در آستانه نوروز، عيد مهربانيهاى مردم ايران، تلخكاميها را به نيروى مبارزه در راه آزادى بيان تبديل ميكنيم و سرشار از اين نيرو به پيشباز روزهاى تازه ميرويم.
در سالى كه گذشت، كانون نويسندگان ايران به دستآوردهاى در خور توجهى دست يافت. مهمترين اين دستآوردها آن بود كه كانون پس از تحمل پنج سال فشار و محدوديت و ممانعت سرانجام توانست به شيوهاى ابتكارى هيئت دبيران خود را برگزيند. افزون بر اين، چهلمين سالگرد تاسيس كانون نويسندگان ايران را نيز با برگزارى جلسههاى متعدد شعر و داستان و تهيهى پوستر و تيشرت گرامى داشتيم.
از ديگر دستاوردهاى كانون در سال گذشته، تعيين روز 13 آذر به عنوان ,روز مبارزه با سانسور, و بسيج نيروهاى اجتماعى درگير در مسير اين كارزار بود. اين دستآورد را ارج ميگذاريم و در راه گسترش دامنهى آن پا ميفشاريم.
در آستانه سال نو براى همه مردم ايران و جهان كاميابي، سربلندى و پيروزى آرزو ميكنيم.
كانون نويسندگان ايران
28 اسفند 1387
آنچه درآستانه ۸ مارس۸۷ درسطح سایت ها بازتاب پیدا کرد؛ احضار، دادگاه و به تازیانه بستن دو تن از فعالان زن سنندج سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه اجرا شد . این جنایت نشان از توحشی بیمانند درجغرافیای ایران است که تنها ازدست بیمارانی برمی آید که بر فضای سیاسی ایران حکومت می رانند. تازه این همه ِ دیوانگی و دیو صفتی نیست . چرا که روزی نیست که فعالی احضار، بازداشت و دستگیر نگردد . طی هفته گذشته چندین تن از فعالان کارگری سندیکای هفت تپه یکی پس از دیگری دستگیر و روانه زندان شدند. ابتداء نیروهای اطلاعاتی آقاى رحيم بسحاق از اعضاى هيئت مديره سنديكاى كارگران هفت تپه را تاريخ ٢٢ فوريه ٢٠٠٩ به بازداشت کشاندند. از وضعيت اين فعال كارگرى تا اين تاريخ اطلاع دقيقى دردسترس نيست. آنگاه درتاریخ ٢٨ فوريه ٢٠٠٩، سراغ رضا رخشان ، مسئول روابط عمومى سنديكاى كارگران شركت نيشكر هفت تپه می روند. در این تهاجم او را همراه خود می برند و ماموران امنیتی همسرش را مخاطب قرار می دهند و تهدید می نمایند که حق مراجعه به هیچ ارگانی را نداشته و ندارد. در همین شب نيروهاى امنيتى همچنين به منزل آ قاى على نجاتى، رئيس هيئت مديره سنديكاى كارگران شركت نيشكر هفت تپه، هجوم برده و خانه وى را تفتيش كرده و فرزندان وى را مرعوب نموده اند. در برابر ایستادگی و مقاومت همسرش عقب می نشینند واز آقاى نجاتى خواسته شده كه با پای خود به اداره اطلاعات مراجعه كند. این تمام کار نیست بعد تر سراغ آن دیگران میروند . بنا به اخبار رسيده از ايران، روز٢ مارس ٢٠٠٩ آقایان محمد حیدری مهر و قربان علیپور از فعالین کارگری سندیکای هفت تپه دستگیر شدند. همچنین روز ۳ مارس٢٠٠٩ جلیل احمدی، نجات دهلی و فریدون نیکوفرد به دادگاه احضار گردیدند.... هدف حاکمیت سرمایه با استفاده از این ابزارهای مافوق ارتجاعی یعنی بکارگیری تازیانه بر بدن زنان مبارز و مدافع برابر حقوقی کارگران و زنان و دستگیری های گسترده فعالان کارگری درجامعه تنها و تنها مرعوب کردن مبارزات و پیشروی کارگران از صحنه تشکل طلبی آنان در سندیکای مستقل نیشکرهفت تپه و ایستادگی کارگران در برابر انتخابات تقلبی "شورای اسلامی کار" و بی آبرویی دست اندرکاران این تقلبات در محیط هفت تپه شوش است . درکردستان استقبال گرم و پرشور فعالین کارگری سنندج از فعالین زن " شیوا خیرآبادی و سوسن رازانی" پس از اجرای حکم شلاق، نشان داد که انسانیت و مقاومت پُرمعنی ، جهالت و عقب ماندگی جمهوری جنون همچنان بر تارک تاریک اندیشی خودنقش می بازد.
علیرغم این یورش های وحشیانه ، دردنباله خبرهای دریافتی امروز اعلام گردید : اعضای سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه که درراستای دفاع ازحقوق صنفی به اداره اطلاعات شوش احضار شده ودرپی آن دربازداشت به سرمی بردندساعت ۱۲روز ۵شنبه مورخه ۱۳۷۸/۱۲/۱۵ با قرار کفالت آزاد شدند.
آقایان رضا رخشان، فریدون نیکو فرد، رحیم بسحاق، قربان علیپور، محمد حیدری مهر، نجات دهلی ، جلیل احمدی که پس از احضار توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت شده بودند امروز پنجشنبه با تودیع قرار کفالت همگی آزاد شدند.
به تخت شلاق بستن فعالان زن واصابت تازیانه جهالت بربدن فعالین زن(سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی)، آنجا که کلمات ازبیان حقایق وتوضیح مسئله شرم می کنند، به عینه نشانگربه محاکمه کشاندن فعالان کارگری هفت تپه به اتهام " تبلیغ علیه نظام وایجاد اغتشاش" درسندیکای کارگری و دفاع از منافع اقتصادی کارگران نیشکرمی باشد . این عمل واینگونه گروکشی دربرابرایستادگی مدافعین سندیکای هفت تپه وبرای به عقب نشینی واداشتن یکایک این فعالان و ایجاد نوعی شکاف با دیگر کارگران است . هدف شکستن ایستادگی و ازهم پاشیدن استقلال عمل کارگران ومرعوب ساختن یکایک آنان در برابر کارفرما و دولت حامی سرمایه است. نظیرآنچه با دستگیری منصور اسانلو و بعدتربا دستگیری و پرونده سازی ابراهیم مددی برای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه فراهم آوردند.
با این همه موج وسیع دستگیری دانشجویان و به زندان سپردن آنان بر پایه گزارش خبرنامه اميرکبيردر تاریخ۸ اسفند۸۷ آمده ، شکل دیگری از سبعیت نظام را به نمایش می گذارد. درخبرنامه آمده است : " با حملات کينه ورزانه نيروهای امنيتی به دانشجويان پلی تکنيک و بازداشت های گسترده دانشجويان طی روزهای گذشته هم اکنون بيش از ۳۰ دانشجوی پلی تکنيک در زندان مخوف اوين در بازداشت می باشند. اسامی زير مربوط به 25 دانشجوی پلی تکنيک است که بازداشت و انتقال آنان به زندان اوين تاييد شده است. از وضعيت ۸ دانشجوی ديگر نيز اطلاعی در دسترس نمی باشد که تا زمان مشخص شدن وضعيت آنها از ذکر نامشان خودداری می شود. اسامی اين۲۵ دانشجو عبارتند از: ۱- جعفر اعتقادی پور /۲- پاشا اميرمظفری / ۳- سعيد برزگر / ۴- رضا بلباسی / ۵- حسين ترکاشوند / ۶- عليرضا تقوی / ۷- مجيد توکلی /۸ - عباس حکيم زاده / ۹- سجاد خادم / ۱۰- محمد خطايی / ۱۱- کوروش دانشيار /۱۲ - انوشيروان زاهدی / ۱۳- رسول سرمدی / ۱۴- اسماعيل سلمانپور / ۱۵- کبير فاضلی / ۱۶- روشنک فانی / ۱۷- احمد قصابان / ۱۸- ابراهيم قربانپور / ۱۹- پاشا کوهساری / ۲۰- نويد گرگين / ۲۱- حميد مير حسينی / ۲۲- مهدی مشايخی /۲۳ - نريمان مصطفوی / ۲۴- محمد نصيری / ۲۵- مهدی يعقوبی / از اين ۲۵ دانشجوی پلی تکنيک مهدی مشايخي، عباس حکيم زاده، نريمان مصطفوی و احمد قصابان در ساعت ۷ صبح بامداد روز گذشته با حمله همزمان نيروهای وزارت اطلاعات به منازل آنها بازداشت شدند. مجيد توکلي، حسين ترکاشوند، اسماعيل سلمانپور و کوروش دانشيار از حدود۱ ماه پيش بازداشت و به زندان اوين منتقل شده اند. پس از اعتراضات دانشجويان به پروژه دفن شهيد، نيز بيش از۷۰ دانشجو بازداشت و به کلانتری۱۰۷ فلسطين منتقل شدند که اکثر آنان پس از ۱ روز آزاد شدند، اما بيش از۲۰ دانشجو از ميان آنان روانه زندان اوين شدند.
درآستانه نوروز ۱۳۸۸، شرم از آن نظامی ایست که بعد از سه دهه حاکمیت سیاه جزء تباهی و سیه روزی چیزی برای زنان، جوانان ، دانشجویان، کارگران، اقلیت های ملی و آحاد جامعه ما نداشت و شادی و سرافرازی از آن یکایک آنانی است که در برابر این چنین نظامی کوتاه نیامدند و همچنان می ایستند و از حقوق انسانی شان دفاع می نمایند.
بخش هایی از مطلب ارسالی نوشته: امیرجواهری لنگرودی
مارس٢٠٠٩
حرف دلم را می زند این شاعر اندیشمند در غربت:
نارفیقان و یارفروشانِ ناجوانمردی که سازمانی جوان و پیشتاز را به بردگیی پیرترین نهادِ ارتجاع در ایرانِ پس از اسلام کشاندند و تاریخچهشان در همان سالهای 57-58 یخ زد و خود جاودانه کانونداران و میراثخوارانِ آن سازمانِ برافتاده شدند...
کانون نويسندگان ايران با انتشار بيانيه ای عليه موج جديد سرکوب و اخنتاق در کشور اعتراض کرد. متن بيانيه کانون به شرح زير است:
مردم شريف ايران
هجوم و سرکوب در مقابل خواستهها و اعتراضهای برحقِ قشرهای مختلف مردم برای قدرتمداران به روشی هميشگی تبديل شده است. در چندين ماه اخير، با بحرانيتر شدن اوضاع اقتصادی و اجتماعی در داخل کشور و در سطح جهان، بار ديگر موج جديدی از سانسور و ممنوعيت، احضار، دستگيري، بازداشت و صدور احکام سنگين و اجرای روزافزون احکام اعدام برای مقابله با پيامدهای بحران هر دم فزاينده به راه افتاده است. طرفه آن که در کنار اين اقدامها، صاحبان قدرت ميکوشند اسناد و مدارک سرکوبهای قبلی را از ميان ببرند.
گورستان خاوران يکی از اين اسناد است. طراحان و آمران و عاملان قتلعام دههی ۶۰ سعی دارند با تخريب و تغيير وضعيت اين گورستان، رد پای خود را در کشتار نسلی از زندانيان سياسی و عقيدتی پاک کنند و پروندهی جنايت خود را به محاق فراموشی بسپارند. در پی اين خيال، بخشهايی از گورهای فردی و جمعی گورستان خاوران تخريب و تسطيح و خاکريزی شده است. زير و رو کردن اين گورستان به منزلهی از ميان بردن آثار جرم و جنايت است و برگی ديگر بر پروندهی مجرمان ميافزايد. کانون نويسندگان ايران خواهان واگذاری گورستان خاوران به خانوادههای کشتهشدگان و بررسی اين کشتار در محکمهای مردمی و عادلانه است.
سانسور کتابها، لغو امتياز نشريات، فيلتر کردن سايتهای اينترنتی و تهديد کاربران سايتها در ماههای اخير شدت يافته است. چهار نفر از وبلاگنويسان، که چند سال پيش بازداشت و سپس آزاد شده بودند، به تازگی حکم زندان دريافت کردهاند. سانسور در سينما و تئاتر که تاکنون بيشتر توقيف و عدم صدور مجوز اکران بود به جايی رسيده که برخی نمايشها برای گريز از سانسور به زبان انگليسی به اجرا در ميآيند! عرصهی تاليف شعر و داستان چندان تنگ شده که بعضی از نهادهای فرهنگی امسال قادر به انتخاب کتاب سال خود نشدند. و به اين وضعيت، ترجمههای کرايهای به منظور چهرهسازی از نويسندگان حکومتی در خارج از کشور را نيز بيافزاييد تا ابعاد وحشتناک اين قلع و قمع فرهنگی بهتر به تصور درآيد- قلع و قمعی که قرار است با گذاشتن شاعران و نويسندگان و هنرمندان جشنوارهای در جلوی صحنههای نمايشی بزک شود.
از سوی ديگر، بر ميزان احضارها و بازداشتها افزوده شده است. در چند ماه اخير تنی چند از اعضای کانون نويسندگان ايران- محمود دولتآبادي، فرزانه آقاييپور، مجيد امينمويد، ناصر زرافشان، فرخنده حاجيزاده و حسن صانعی- توسط نيروهای امنيتی بارها احضار شدند و ساعتها مورد بازجويی قرار گرفتند. و هنوز زمان زيادی از صدور حکم سنگين زندان برای يوسف عزيزی بنيطرف نگذشته بود که محسن حکيمی يکی ديگر از اعضای کانون و از فعالان جنبش کارگری بازداشت و پس از تحمل حدود دو ماه زندان با وثيقهی سنگين آزاد شد.
در همين دوره برای پنج نفر از اعضای سنديکای کارگران نيشکر هفتتپه، که هيچ جرمی جز دفاع از معيشت و حق تشکل خود نداشتهاند، حکم زندان صادر شد. دانشجويان در دانشگاههای مختلف کشور مورد يورش و بازداشت قرار گرفتند. فشار بر اقليتهای مذهبی نيز نمونهی بارز ديگری از تفتيش و سرکوب عقيده است که دامنهی آن در ماههای اخير افزايش يافت. در اين ميان بيپناهان و گمنامانِ معترض سختتر کيفر شدند، که عاليه اقدامدوست نمونهيی مثالزدنی از اين بيپناهان معترض است. و اينها، همه، تنها گوشههايی از هجوم و سرکوب گسترده در چند ماه اخير به شمار ميآيد.
کانون نويسندگان ايران، بنا بر اصل اول منشور خود، مدافع آزادی انديشه و بيان برای همگان بی هيچ حصر و استثنا است. آزادی بيان تنها آزادی ابراز عقيده از راه گفتار و نوشتار نيست، بلکه هر شيوهای که بيانگر احساس و عقيده افراد باشد در مقوله آزادی بيان ميگنجد. از اين رو، کانون نويسندگان ايران تمامی موارد بالا را از مصداقهای سرکوب آشکار آزادی انديشه و بيان از سوی حاکميت ميداند و آن را محکوم ميکند.
کانون نويسندگان ايران
۵ اسفند ۱٣٨۷
